تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٥ - طرح مسئله از حيث شبهه موضوعى
النّزهة لكثير من المترفين.
و قد اخبر الّنبي صلّى اللّه عليه و آله بنظيره في سفر الحجّ، و أنّه يحجّ أغنياء امّتي للنّزهة، و الأوساط للتّجارة، و الفقراء للسّمعة، و كان كلامه صلّى اللّه عليه و آله كالكتاب العزيز واردا في مورد، و جاريا في نظيره.
و الّذي اظنّ أنّ ما ذكرناه في معنى الغناء المحرّم: من أنّه الصّوت اللّهوي انّ هؤلاء و غيرهم غير مخالفين فيه، و امّا ما لم يكن على جهة اللّهو المناسب لسائر آلاته فلا دليل على تحريمه لو فرض شمول الغناء له، لأنّ مطلقات الغناء منزّلة على ما دلّ على اناطة الحكم فيه باللّهو و الباطل: من الأخبار المتقدّمة، خصوصا مع انصرافها في أنفسها كأخبار المغنّية: الى هذا الفرد.
ترجمه:
نقد مرحوم مصنّف بر محقّق اردبيلى عليه الرّحمه
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه را كه مرحوم محقّق اردبيلى بيان نمود و با آن خواست غناء در مراثى را تجويز و تثبيت نمايد نافع نبوده و غنائى را كه ما قائل بحرمتش شديم يعنى صوت لهوى با اين بيانات و تقريرات تجويز نمىشود.
امّا اينكه ايشان فرمود: غناء معين بر گريستن و تفجّع است پس بايد جايز باشد.
در جواب مىگوئيم: اين كلام ممنوع است زيرا قبلا توضيح داديم كه غناء عبارتست ز صوت لهوى و پرواضح است طبق اين معنا ابدا غناء معين بر بكاء و تفجّع نيست، بلكه اگر معناى مشهور در غناء را نيز پذيرفته و بگوئيم:
غناء عبارتست از صوتيكه مشتمل بر ترجيع مطرب باشد.
باز فرموده اردبيلى (ره) ممنوع است زيرا طربى كه از غناء حاصل مىشود اگر سرور و نشاط است پس آن با بكاء و تفجّع منافات داشته نه آنكه معين بر آن باشد و اگر حزن و اندوه است پس بايد بگوئيم، اين حزن معلول آنچيزى است كه در نفس حيوانيّه شخص مركوز بوده و آن عبارتست از فقدان مشتهيات نفسانى يعنى چون