تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧٥ - مقاله مرحوم مجلسى در بحار
كسى مىتواند تركيب و صورتى را كه حقتعالى بآن شكل داده تغيير دهد كه او شريك باريتعالى در امر آفرينش باشد در حاليكه خداوند متعال شريك ندارد، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا.
اگر ساحر بر آنچه تو توصيف نمودى قادر مىبود هرآينه پيرى و آفت و امراض را از خود دفع مىكرد و نيز پيرى را از خويش دور ساخته و فقر و بىچيزى را از خود زائل مىساخت.
سپس حضرت فرمودند:
عظيمترين و بزرگترين اقسام سحر نميمه و سخنچينى است كه بواسطهاش بين دوستان تفرقه و جدائى انداخته و بين محبّين جلب عداوت مىنمايد، با آن خونها ريخته و خانهها منهدم و خراب گشته و پردهها كنار زده مىشود.
شخص نمّام و سخنچين بدترين كسى است كه روى زمين قدم مىگذارد.
پس از آن فرمودند:
بهترين و قريبترين عبارتى كه درباره سحر مىتوان گفت اينستكه:
سحر بمنزله طبّ است چه آنكه ساحر مردى را مسحور ساخته لذا وى از همبستر شدن با همسرش يا ديگر زنان عاجز مىماند، طبيب را جهت معالجهاش مىآورند و او مريض را معالجه كرده و خوبش مىكند تا آخر حديث.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مخفى نماند كه جمع بين تفاسير و تعاريفى كه براى سحر كردهاند بسيار مشكل مىباشد ولى آنچه براى ما مهمّ و لازم است بيان حكم آن بوده نه موضوعش.
شرح مطلوب
قوله: و لكلّ عافية عاهة: كلمه « عاهه » بمعناى آفت و مفسد مىباشد.
قوله: خطفه و سرعة و مخاريق و خفة: تمام بيك معنى مىباشند.
قوله: انّما هما موضع ابتلاء: يعنى موضع امتحان.
قوله: و موقف فتنة: يعنى و محلّ آزمايش.
قوله: فيتعلّمون منهما ما يخرج عنهما: ضمير فاعلى در « يتعلّمون » به النّاس راجع بوده