تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٧ - مناط و مرجع در صدق سب و دشنام
سبّ نمودن عبارتست از اينكه بكسى چيزى را نسبت دهند كه مقتضى نقص او باشد نظير اينكه بشخص بگويند: وضيع (پست) و ناقص.
و در كلام برخى ديگر از فقهاء آمده:
سبّ و شتم (فحش) هردو بيك معنى هستند.
و در كلام دستهاى ديگر چنين آمده است:
سبّ آنستكه شخصى را به صفتى توصيف كنند كه ازراء و نقص او شمرده شود، بنابراين ذكر هروصفى كه موجب اذيّت شدن موصوف باشد همچون: قذر و حقير و وضيع و كلب و كافر و مرتدّ و ياد كردن شخص بواسطه يكى از بلاهاى خدائى مانند اجذم و ابرص از مصاديق نقص بوده و در ذيل آن داخل است لذا تمام اين عبارات و كلمات سبّ محسوب مىشوند.
شرح مطلوب
قوله: فى الجملة: يعنى با قطع نظر از برخى موارد كه سبّ جايز است.
قوله: بالادلة الاربعة: يعنى كتاب، سنّت، عقل و اجماع.
امّا كتاب: پس آيه شريفه (١١) از سوره حجرات است كه مىفرمايد:
و لا تنابزوا بالالقاب، بئس الاسم الفسوق بعد الايمان.
و امّا سنّت: پس اخبارى است كه مرحوم مصنّف ببرخى آنها اشاره فرموده.
و امّا اجماع: پس شيعه و سنّى بر حرمتش اتّفاق دارند.
و امّا عقل: پس همان بيانى است كه مصنّف عليه الرّحمه بآن اشاره كرده و فرمودهاند: لانّه ظلم و ايذاء و اذلال.
قوله: ففى رواية ابى بصير عن ابى جعفر عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (٨) ص (٦١٠) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب، از عدّهاى اصحاب، از حسين بن سعيد، از فضالة بن ايّوب، از عبد اللّه بن بكير، از ابى بصير، از مولانا ابيجعفر عليه السّلام قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم الخ.
قوله: و فى رواية السّكونى عن ابى عبد اللّه عليه السّلام: اين روايت را صاحب وسائل