تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٧ - « در صفت» شرح عقود
آنچه بزرگتر باشد كه جفت توان كرد جفت كنند. و باقى تنها بماند[١].
و معنى آنكه گويند سىاى[٢] يا شصتى آن باشد كه سى درم سنگ مرواريد[٣] از آنچه بزير غربال فروشده باشد، در هفت ريسمان كشند. و سر آن باهم گيرند، و همه را يكى كنند، و بر هم تابند، و آنرا سىاى[٤] خوانند.
«در صفت[٥]» شرح عقود
عقدى سى و شش دانه باشد، و آنرا بترتيب[٦] بيارايند، عقد اوّل از همه خردتر باشد، و آنرا مرواريد صدى سازند[٧]، آنچه «از آن»[٨] باز گزيده باشند، گردتر و آبدارتر بود، و عقدى از آن دو دانگ و تسوئى باشد بوزن، و آنرا عقد [وزنى خوانند.
و بعد از آن شصتى (هم) آنچه بهتر[٩] باز گزيده باشند. از آن هم عقد][١٠] سازند. سى و شش دانه عقدى باشد بوزن نيم دينار[١١] و نيمدانگ.
و باشد كه عقدى كنند نيم مثقال از خردهاء شصتى و بزرگهاء صدى. و بعد از آن عقدى كنند (چهار دانگ، و آن[١٢] از خردهاء
[١]م، ب، ن، ج افزوده: و آنجا حال عقدها غلط بگوئيم (ب:
نگوئيم)
[٢]م: سيئى
[٣]ع: لؤلؤ
[٤]ب: سى- ن، ج، م: سيئى
[٥]فقط در ع: است
[٦]ب: سلكها- م: بنيكيها- ن: بنيكها- ك: با نگينها
[٧]ع: گويند
[٨]فقط در ع: است
[٩]م: شصتى بهتر باشد
[١٠]آنچه ميان علامت [] گذاشته شده در ن، ج: نيست
[١١]ن، م: حلقه باشد بوزن نيم دينار- ب: حلقى باشد گردتر
[١٢]م: و از آن.