تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٣١ - در خاصيت پادزهر)
از همه بقوّتتر باشد. و آن نوع كه مانند ساق چغندرست، چون بسوزند[١] سياه شود. و در وى چيزى باشد كه بآتش نسوزد، آنرا «مخاط شيطان» گويند.
و در ولايت الموت سنگى است زرد، و سبز، نرم بسايند، و بدهند. پادزهرست[٢] كه از گزيدن جانوران زيانكار سود دارد.
(بر موضع زخم مىكنند و ريشهاى بد و كهن را سود دارد) و اسهال [را] بازدارد. و قوّت دل مىدهد، و آن سنگ آزموده و مجرّبست[٣]
(امتحان او چنان باشد كه بسايند و در شير كنند، اگر بسته شود نيكو بود.
در خاصّيّت پادزهر)
و خاصّيّت او آنست كه هركرا[٤] زهر داده باشند، يا جانورى زيانكار گزيده (باشد)، دانگى پادزهر سوده بدهند. زهر بعرق [و چرك] ازو بيرون[٥] آيد[٦].
[١]م: بشورند
[٢]ع: پادزهريست
[٣]م: و آزموده است- ج، ن، ب: و اين آزموده است
[٤]ع: كه هركس كه او را
[٥]ع: برون
[٦]سطرى كه در پيش ميان پرانتز گذارده شده بود در نسخه ع: در اينجا بدين عبارت ايراد شده است (امتحان پادزهر چنان باشد كه مسحوق در شير كند اگر تشنه شود نيكو باشد)