تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٣ - سخن در قيمت لعل
خواص آن آوردهاند. و از معتمدان بطريق تسامع معلوم شده، كه چون در معادن كوهكاران را پاره لعل بزرگ باطراوت بدست آيد، آنرا از شريك يا مشرف معدن پنهان دارند[١]. و بگلو فروبرند[٢].
چون لحظهاى در معده قرار گيرد لون روى او سرخ شود بغايت.
و اين جماعت[٣] اين معنى را بتجربه معلوم كردهاند.
و هركه لعل با خود دارد از كشتن[٤] ايمن[٥] باشد، و احتلامش نيفتد[٦]. و خوابهاء هائل سهمناك نبيند، و اگر بر كودكان خرد[٧] بندند بدخوئى و فزع نكنند[٨]، و در خواب نترسند[٩]. و اگر لعل را مصوّل كنند، و با نبات و گلاب بكسى دهند تا بخورد، رنگ روى او سرخ گرداند[١٠]، و زردى ببرد و فرح آورد[١١]. بر جمله خاصيّت او به خاصيت ياقوت[١٢] نزديك يافتهاند.
سخن[١٣] در قيمت لعل
اما لعل پيازكى[١٤] و نوعهاء بهتر[١٥]، يعنى هرچه آبدار و صافى[١٦] و شفاف بود، بهاء آن ببهاء زمرد نزديك بود. يك دانگ دو (دينار آرزد، و دو دانگ پنج) دينار[١٧]، و نيم مثقال ده دينار. و چهار[١٨] دانگ بيست
[١]ب: پنهان دارد- ن، ج: نگاه دارد
[٢]ب: برد
[٣]ع افزوده: (كه)
[٤]ب: كشتى
[٥]ن، ج: آمن
[٦]ع: و اضلاعش سفيد باشد
[٧]ب: خورد
[٨]ب: نكند
[٩]ب: نترسد
[١٠]م: گردد
[١١]ع: آرد
[١٢]م، ن، ج، ب: او نزديك بياقوت
[١٣]كلمه (سخن) در م، ب: نيست
[١٤]م: بنازكى
[١٥]ب: بهترين
[١٦]ب: آبدار صافى
[١٧]ب: يك دانگ و دو دينار- قيمت ميان پرانتز در ب: نيست
[١٨]ب: چهار.