تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٧٠ - فصل در معرفت حجر رخام و خواص آن
عملى مىسازند. و جماعتى آنرا[١] كوكب الارض خوانند. پارههاء تنك[٢] [سفيد] و[٣] شفّاف باشد، توبرتو[٤] هرچه تنكتر[٥] و صافىتر باشد[٦] بهتر.
و اگر صاحب صناعت ماهر بود. ازو مرواريد چنان بسازد، كه فرق نتوان كرد. و مردم گمان[٧] برند كه مرواريد موضوع[٨] است نه مصنوع.
و اگر طلق را[٩] محلول كنند ٥٧، و قدرى صمغ عربى[١٠] و زعفران با او بياميزند، و بدو چيزها بنويسند، چون خشك شود، مانند زر باشد. و بىزعفران مانند نقره.
و خاصيت او آنست كه چون حلّ كنند و در دست[١١] و پاى مالند، (و) يا ديگر اندامهاء، و در آتش روند نسوزند[١٢]. «و اگر كرباس بدو تر كنند و خشك، در آتش اندازند نسوزد[١٣]»
فصل در معرفت[١٤] حجر رخام و خواصّ آن[١٥]
و او سنگيست سفيد بغايت رخو، و معدن او در بيشترى از
[١]ع: و جماعت صناعت
[٢]ب، ج، ن: نيك- ع: تنك
[٣](واو) در- م، ب: نيست
[٤]م، ب: توى بر توى
[٥]م، ن، ج:
نيكتر
[٦]كلمه (باشد) تنها در- ع- است
[٧]ع، ج، ن: گمانى
[٨]ع: موضع
[٩](را) در- م: نيست
[١٠](عربى) تنها در- ع: است
[١١]ع:
و بر دست
[١٢]ن، ج: بنسوزند- ب: افزوده (و الله اعلم)
[١٣]در- م، ب: نيست
[١٤]ع: در صفت
[١٥]ع: و خاصيت او