تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٣ - نوع هفتم
نوع[١] هفتم
سنگى است سبز.
اگر محك او سفيد باشد، هردرخت و تخم كه آنكس بكارد، نيكو برآيد، و خوش ببالد، «و بار او را نرخ نيكو بود[٢]». فامّا بايد كه آن سنگ را برنيى[٣] بندند، و در ميان كشتزار با درختان فرو- برند[٤].
و اگر [سفيد] سياه باشد [دارنده آن] چندان مال[٥] جمع كند كه آنرا حساب نباشد.
و اگر زرد باشد هربيمارى را كه (او) علاج[٦] كند شفا يابد.
و اگر سبز باشد در مردم چنان بزرگ شود كه ايشان را كارى افتد، او را حكم سازند، و بحكم او راضى باشند[٧].
و اگر آسمانگون باشد، هيچ دشمن بر او ضررى نتواند رسانيد، و بر وى ظفر نيابد.
و غير از اين هفت نوع، سنگى ديگر[٨] هست هفترنگ[٩] كه پارسيان او را گوهرشاه گويند. هركه آنرا با خود دارد پيوسته با منافع[١٠] و فوائد بسيار باشد. و با هركه صحبت جويد، باو رغبت
[١]ب (نوع) ندارد
[٢]اين جمله تنها در- ب- است
[٣]ب: آن سنگ برنى
[٤]م: برد
[٥]ب: و اگر سياه باشد چندان مال صاحب آن
[٦]ب: كه علاج
[٧]م: شوند
[٨]ب: نوع ديگر- نسخ ديگر: نوع رنگى ديگر- تصحيح زروى عرايس است
[٩]ب، ج، ن: افزوده: ديگر
[١٠]ب: پيوسته منافع.