تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٢ - سخن در قيمت مرواريد
مثقال بزرگتر بود بقياس دانها خرند.
و اگر دانه نيك افتد كه نيم دانگ باشد، بچهار دينار بخرند.
و چون سه تسو شود، بهشت دينار بخرند. يعنى چون يك نيمه[١] از وزن بيفزايد، بها دوباره شود.
و عقدى كه دانهايش[٢] بهتر بود بصد و بيست دينار بخرند.
و چون دانه بدانگى رسد، بشانزده دينار بخرند. يعنى چون ثلثى در وزن[٣] بيفزايد، بها مضاعف شود.
و عقدى بدويست و پنجاه دينار بخرند. و تا نزديك دو دانگ همچنين باشد. مثلا دانهاى كه دانگى[٤] باشد، و تسويى و جوى باشد، بسى و دو دينار[٥] بخرند. و عقدى بپانصد دينار.
و دانهاى كه دانگى و سه تسو باشد، بشصت[٦] و پنج دينار. و عقدى بهزار و پانصد دينار.
و بعد از دو دانگ هرچه ربعى در وزن بيفزايد بها مضاعف گردد. يعنى دانه دو دانگ و نيم گردد، بهاء آن [صد و هشتاد دينار باشد تا دويست دينار.
بعد از آن چون خمسى زياده شود، بهاء مضاعف گردد. يعنى دانهاى كه نيم دينار باشد[٧]] تا چهارصد دينار برسد.
و اين جمله دانههاء اختيار كه گرد و غلطان (باشد) بىعيب.
و چون وزن مرواريد بنيم دينار رسد[٨]. و زيادت شود، بهاء آن از قياس
[١]ب: يك دينار
[٢]ن، ج: دانهاش
[٣]ب: بوزن
[٤]ب: دانه دانگى
[٥]كلمه (دينار) در ن، ج: نيست
[٦]م: بشست
[٧]آنچه ميان قلابست در ب: نيست
[٨]م، ج، ن: رسيد.