تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٢١ - فهرست لغات نادر و اصطلاحات طبى و صنعتى با معنى آنها
مصعد بالارفته ٢٠٨
مصطكى (بفتح و ضم) علك رومى- صمغى است زردرنگ ١٠٦
مصول شستهشده- پاكشده (م) ٥٩/ ٧٣
مضرابى مدور- مدور دو نوع بود مدور حقيقى، و مدور طولانى كه باصطلاح جوهريان آنرا مضرابى خوانند ٤٥
مضرس دندانهدار ٩٤
مضروب سكهزده ٢١١
مضمحل نابود و ناچيز ٢٥٨
معاجين جمع معجون ٢١٣/ ٢٤٠
معجون خميرشده و باصطلاح اطباء ادويه چند سائيده كه بشهد و قند آميخته باشند خواه خوشمزه خواه تلخ باشد.
بخلاف جوارش كه خوشمزه بودن در آن شرط است.
(م) ٤٩/ ١٠٥
معصره چرخشت، آنچه در آن انگور و غيره را بفشارند ٢١٩
معصفر چيزى كه بگل كاچيره رنگ كرده باشد ٣٤/ ٣٦
معمول ساختهشده و تركيبى از فلزات (م) ١٤٨/ ٢١٠/ ٢٢٧
مغاص جاى فروشدن در آب (م) ٨٣/ ٨٤/ ٨٦
مغاك گو، گودال ٦٦
مفرح فرحدهنده و به اصطلاح اطبا نوعى از مركبات ادويه كه اعضاء رئيسه را قوت دهد و شيرين و خوشبو بود. جمع آن مفرحات است (م) ٣٧/ ٢١٣/ ٢١٤
مفرط كثير و بسيار ١٣/ ١٠٥
مفرطح عريض- راس مفرطح: سر پهناور (منتهى الارب) ٩٤
مقبب قبهدار، برآمده ٤٥