تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٤ - سخن در محافظت مرواريد
فصل در فساد مرواريد[١]
مرواريد از گرمى[٢] آتش تباه گردد، و زرد شود. و اگر بآتش برسد[٣] بسوزد. [و] باشد كه از گرمى تن مردم و عرق[٤] و وسخ تباه شود. و حرارت گرمابه، و بسيار در ريسمان كشيدن، و سفته زر[٥]، و بر مرصعات تركيب كردن، تباه شود. و بمصادمت اجرام صلب[٦] سطح ظاهر او[٧] خسته، و نشان[٨] پذير گردد، و فرسوده شود. چه[٩] عرق و وسخ و بخار و روغن و بوى خوش، و بويهاى تيز، چون مشك و كافور، مرواريد را زيان دارد. و جاى نمناك [همچنين] بد باشد، آب او[١٠] ببرد.
و آميختن او با جواهر ديگر هم نشايد، كه مرواريد نازك باشد و خسته گردد. و چيزهاء تيز چون سركه و نوشادر مرواريد را خورده[١١] و پوسيده كند.
سخن در محافظت مرواريد
اگر خواهند كه مرواريد را باحتياط نگاه دارند، در شيشه بايد كرد، و سرش بجصّ محكم كرد[١٢]. و هرسال يكبار، يا دو بار از شيشه برون بايد آورد، و باد داد، و ديگربار[١٣] در شيشه
[١]ب افزوده: گوئيم
[٢]ب: اگر گرمى
[٣]ب: بآتشى رسد- ن، ج: بآتش رسد
[٤]ب: و عروق
[٥]ب: و سفر زر كشيدن- م، ن، ج: و سفته زر كشيدن
[٦]م: صلبه- ب: طلب؟
[٧]م: آن
[٨]ب: و نسيان؟
[٩]ع: و چون- م، ن: چون
[١٠]م: و آب را
[١١]م: خورد
[١٢]ع:
كردن
[١٣]م، ب: باره.