تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣١ - فصل در صفت دندان ماهى و خاصيت و منافع او
آن منقطع (مى) شود.
و صيّادان كه شكارهاء مختلف كنند. اگر از آن آلتها ساخته باشند[١] چون پيكان و داس كه بدان نخجير گور و آهو گيرند، و شست ماهى[٢]، چون اعضاء حيوان مجروح گردد، البته (بيفتد و) هلاك گردد.
فصل در صفت دندان ماهى و خاصيّت و منافع او[٣]
و آن جوهرى باشد سفيدرخشان، خردنقش، مثل دانه كنجد، و بعضى زردفام باشد. و نقش «آن سفيد و درشت و بزرگ بود. و»[٤] دندان ماهى را غير از پاكيزگى و عزّت خاصّيّتى ديگر نيست[٥].
در قديم قيمتى (بسيار) داشته است. از آن دستههاء كارد سازند. و قبضههاء شمشير. (و) در زمين خطا عزيز دارند. (و) دستههاء كارد را خضاب كنند بوسمه و حنّا، تا رنگ گيرد، مثل رنگ ختو. (و چون) جلا دهند[٦] شبهى باشد بغايت همچون[٧] ختو.
و آن را از ختو توان[٨] شناخت كه (آنرا) چون بكارد بتراشند لون آن برود، «و ختو را رنگ برقرار باشد»[٩]، (بسبب آنكه رنگ بر ظاهر آن گرفته باشد. چون اندكمايه از سطح بتراشند معلوم شود كه آن
[١]ع: سازند
[٢]م، ج، ن: افزوده: (كه بدان)
[٣]م، ج، ن: و خواص آن
[٤]ع: آن بزر درست ماند
[٥]ع: نباشد
[٦]ع: رنگ ختو و جلا داده
[٧](همچون) تنها در- ع- است
[٨]ع: ختو روان از ختو نتوان
[٩]تنها در- ع- است