تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣ - فصل چهارم در علل الوان جواهر
فصل چهارم در علل الوان جواهر
جمله الوان[١] ابتداء بياض[٢] باشد، و نهايت سواد[٣]. و كل الوان متوسط باشند ميان بياض و سواد، و بياض از سواد بتدريج[٤] ترقّى مىكند تا بدرجه سواد رسد، كه غايت اوست. و از ازدواج بياض و سواد رنگهاء مختلف حاصل مىشود، كه هريك از آن جمله چون با يكديگر بياميزند، لونى خاص حاصل شود. و در هرلونى دو طرف افراط و تفريط بود. چنانك مثلا لون زردى را با كبودى چون بياميزند لون سبزى حاصل شود. و لون سبزى را ميان دو طرف افراط و تفريط او عرض باشد[٥]. و جمله رنگها را همچنان و در آن عرض لونها[٦] سبز باشد كه ميان ايشان تفاوت بسيار باشد در سبزى[٧].
چون فستقى و زمرّدى و زنگارى (و نفطى[٨]) و غير آن. و چون
[١]ع: الوان جواهر را
[٢]ع: سپيد
[٣]سياه
[٤]م: ميان هر دو از بياض بتدريج
[٥]ع: را دو طرف او عرض باشد
[٦]ع: الوان
[٧]ع: كه تفاوت ميان ايشان بسيار بود
[٨]در م: نيست.