تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٩ - نوع دوم
تمام كند.
و اگر برنگ نيل باشد. از اهل[١] قبيله و عشيره هيچكس برو[٢] عاصى نشود. و محبوب و مرغوب مردم باشد.
و اگر آسمانگون باشد هرگز وى را جراحت نشود.
و اگر كراثى[٣] باشد، بر هردرخت كه بياويزند، باران بسيار آيد[٤].
و اگر سياه باشد زهرى باشد قاتل[٥].
نوع دوم[٦]
سنگى است سياه.
اگر بحك بسايند و[٧] سفيد باشد پازهرى باشد «بغايت» نيك، بنسبت با همه زهرها[٨].
و اگر زعفرانى[٩] رنگ باشد، هركه آنرا با خود دارد، از پياده رفتن خسته و مانده نشود.
و اگر نيلگون باشد، از هيچ[١٠] چيز نترسد «و پيوسته آمن[١١] باشد[١٢]».
[١]كلمه اهل در- م- نيست
[٢]ب: بروى
[٣]ب: گرانى
[٤]م: بارد
[٥]م: زهرى باشد قاتل- ب: زهر قاتل بود
[٦]ب: دوم (نوع) ندارد
[٧]ب: بحك آب او
[٨]ب: زهرى باشد نيك بنسبت پازهرها- م: نيك باشد با همه زهرها
[٩]ج، ن: زعفران
[١٠]ب: او هيچ
[١١]ب: ايمن
[١٢]در ج، ن: نيست.