تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٠ - فصل در معرفت ياقوت غريب و اشباه آن
و شبهى ديگر هست كه آنرا عين الهرّ ٨ خوانند، (يعنى چشم گربه).
و عزيز الوجود است. هرچند زيادت طراوتى[١] ندارد. و در قديم از آن نوع بقيمتى هرچه تمامتر مىخريدهاند[٢]. و آنرا رواجى و عزّتى تمام بوده است، بدرجهاى كه قيمت او بيشتر از (قيمت) ياقوت سرخ بوده (است)، بسبب عزّت وجود (او).
و آوردهاند كه ياقوت سياه هست. گمان[٣] آنست كه[٤] نوع اكهبى باشد تيرهرنگ. و گفتهاند: اشباه[٥] ياقوت چهار چيز است:
كركند و كركهن و جربز[٦] و بنفش ذهبى. و ياقوت[٧] اين جمله را بخراشد. و از اين انواع هيچكدام ياقوت را نتواند خراشيد. و بآتش هيچيك صبر نتوانند كرد[٨]، و[٩] خاكستر شوند.
و كركهن سرخى است كه با سياهى مىزند، و در آفتاب اندك مايه شفّاف نمايد.[١٠] و كركند جوهرى شفّاف نيست اصمّ است، و تيره رنگ. و قيمت او قيمت ياقوت اكهب باشد. و بنفش[١١] ذهبى عظيم شبهى دارد ببهرمانى. (و فرق آنست كه رنگ بهرمانى) چون آتش صرف باشد، و رنگ بنفش چون رنگ آتشى كه با دود آميخته بود. و هر چهار بوزن كم از ياقوت باشند[١٢]
[١]ع: طراوت
[٢]ع: مىخريدند
[٣]ع: و گمان
[٤]ع:
كه آن
[٥]ن، ج: سياه
[٦]م، ن، ج: و حرير؟- ع: و حرو- اصلاح متن از روى (جماهر) شد
[٧]ن، ج: و ياقواتى
[٨]ع: نتواند.
[٩]واو فقط در م: است
تنسوخ نامه ايلخاني متن ٤٠ فصل در معرفت ياقوت غريب و اشباه آن ..... ص : ٣٩
[١٠] ع: بود
[١١]ج، ن: و بنفس
[١٢]ج، ن: نباشد.