تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦١ - فصل در قيمت زمرد
كردم[١] هم هيچ اثر نكرد. بعد از آن زمرد را بسودم[٢] و در چشم افعى[٣] كشيدم، هيچ[٤] اثر نكرد، محقّق شد كه آن خاصيّت هرچند كه مشهور (شده) است اصلى[٥] ندارد. «و اللّه اعلم و احكم[٦].»
فصل[٧] در قيمت زمرّد
زمرّد بهتر آن باشد كه آبدار بود. و گفتهاند: دانگى[٨] (را) بوزن دو دينار بها كنند. و دو دانگ را[٩] پنج دينار. و نيم مثقال را[٩] ده دينار. و چهار دانگ را[٩] بيست دينار. و پنج دانگ را[٩] سى دينار. و يك مثقال را[٩] پنجاه دينار. (و بعضى گفتهاند يك درم را پنجاه دينار) و دو درم (را)[٩] صد دينار. (و يك مثقال)[١٠] على هذا بحسب بايع و مشترى بگردد[١١]، زيادت از يك درم نيكو، كمتر اتفاق افتد. سه درم دويست دينار (ارزد)[١٢]. و پنج درم هزار دينار.
و در قديم يك پاره دوازده درم بدوازده هزار دينار مغربى فروختهاند. (و چون زمرّد خفته[١٣] نباشد قيمت او با كم آيد[١٤]) و زمرّد بد (و ميانه)[١٥] را بها بقدر آن توان كرد[١٦].
[١]ب: نوع افعى تجربه كردم- ع: نوع مار افعى كشيدم
[٢]ب:
سودم- م: بسوختم
[٣]م: و در چشمها افعى- ب: و در چشم مار
[٤]م:
و هم هيچ
[٥]ع: چند كه مشهور است- ب افزوده: اما
[٦]فقط در ع: است
[٧]اين فصل در ع: نيست
[٨]ن، ج: كه دانگى- م، ب: دانگى
[٩](را) در م، ب: نيست
[١٠]فقط در ب: است
[١١]ب: گردد
[١٢]كلمه (ارزد) فقط در ب: است
[١٣]ب: خفى- ج، ن: خفته
[١٤]م: ندارد
[١٥]كلمه (ميانه) در م: است
[١٦]ج، ن: تواند بود.