تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٤ - فصل در صفت جلا دادن ياقوت
را خرد بسايند[١]، و بروى چرخ اسرب مىسايند، تا خشونت[٢] و درشتى بسبب زخم چرخ كه در روى آن باشد برود. و بغايت نرم شود، (و چون نرم شد) جزع يمانى را بسوزند[٣] تا چون آهك شود، و در آب بسايند، و آن نگينه[٤] را بروى بر صفحه مس[٥] مىمالند، و ميسايند تا جلا يابد، و نرم شود. بعد از آن از سر چوب باز كنند، و در آب گرم نهند، و قدرى شخار بجوشانند تا اثر سياهى كه بسبب سودن[٦] قبول كرده باشد از آن برود، و بآب جوش[٧] پاكيزه بشويند.
و اگر ياقوت سرخ باشد، بگيرند قدرى بقمّ لامرى و روى آن بتراشند[٨]، و پارهاء خرد كنند. و در ديگچه سنگين نهند، و با قدرى آب بجوشانند، تا رنگ بقّم تمامت در آن آب شود. بعد از آن آب را صافى كنند[٩] و باز لختى ديگر بجوشانند، تا اندك قوامى بگيرد.
پس قدرى شبّ يمانى بر آنجا افكنند، پس ياقوت را در آن رنگ افكنند، و قدرى بجوشانند آنگه برون كنند. و رنگ زيادتى بسترند.
رنگى[١٠] سرخ در سوراخها و زواياى آن شده باشد. و رنگ بر اطراف آن تافتن[١١] گيرد، و رنگين نمايد.
[١]م: سايند
[٢]ع: خشونتى
[٣]ب: بسوزاند
[٤]م: آبگينه
[٥]ب: و آن آهك را بر صفحه مس
[٦]م: سوزن
[٧]كلمه (جوش) فقط در ع: است
[٨]م، ب: و روى آنرا بتراشد
[٩]ج، ن: آنگه آب صافى كند
[١٠]ب: رنگ
[١١]م: يافتن.