تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٩ - تعليقات
گويند كه از الاكسير تازى گرفتهاند.
و اكسير نزديك اهل كيميا اصل كار است. و مقصود از اصحاب صناعت اكسير كيمياگران باشند.
[٢٥]- ص ٨٣ س ٣ قلعتر
يا قلعتو، اين كلمه تنها در تنسوخنامه ذكر شده و در كتب ديگر جواهرنامه مانند الجماهر و العرايس از آن ياد نشده است. و از سياق عبارت معلوم است كه بايد نام موضعى باشد. و در كتب جغرافيا و مسالك و ممالك جائى بديننام پيدا نشد كه دانسته شود «قلعتر» درست است يا «قلعتو».
[٢٦]- ص ٨٤ س ٦ صدف
صدف جانوريست كه گوشت آن بلذت سفيده تخممرغ است. و آن نيز مثل ماهى تخم مىريزد، و بچه بسيار از آن حاصل مىشود. گفتهاند كه چون پنج ساله شود در اول حمل بوقت باران بر روى آب مىآيد، و قطرات باران را بلع مىكند، و بدريا فرومىرود تا آفتاب به جوزا مىرسد، و ديگر باره بر روى آب مىآيد و روى بآفتاب مىكند، و بهرطرف كه آفتاب مىگردد آن نيز مىگردد، و بوقت غروب بقعر دريا مىرود تا اول سرطان، و بعد از آن مرواريد در شكم آن بامر حقتعالى متكون مىگردد. (جواهرنامه و معرفة الجواهر).
[٢٧]- ص ٨٦ س ١١ مغاص تا بيست بينما باشد.
كلمه بينما غلط و صحيح «پيما» است چنانكه در زير همان صفحه از كتاب «العرايس» نقل شد.
و در جواهرنامه غياث الدين منصور نيز «پيما» است، و پيما مخفف پيمانست كه مقياس طول و اندازه اراضى و مساحت باشد، و اين معنى از كتب لغت فوت شده است.