تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣١ - (سخن) در معرفت معدن ياقوت
گفتهاند، و لفظ ياقوت عربيست.
(سخن) در معرفت معدن[١] ياقوت
معادن جمله (انواع[٢]) ياقوت سرخ و جز آن[٣] در زمين هند[٤] است، در طرف شرقى قريب بجزيره سرنديب در طرف درياء هركند، در قديم الايام در ميان آن سنگها چيزى يافتهاند، مثل غلافى سفيدرنگ، مانند انارى، و در ميان آن پارهاء ياقوت مثل دانههاء انار، آن غلافها را شكستهاند، و ياقوت را ازو[٥] برون كردهاند. و لعل «و بلور و جمس هم در غلاف است»[٦]، چه هرجوهر معدنى كه شفّاف بود، (اقتضا چنان مىكند كه در غلاف بود، بسبب آنكه هرجوهر كه آن شفاف باشد[٧]) در ابتداء خلقت ماده اومائى[٨] بوده باشد، بسببى از اسباب منجمد و متحجّر شده، و هرجوهر كه مائى بود، البته او را وعائى[٩] بايد، تا آن ماده متلاشى نشود.
و جماعتى از معتمدان تجّار[١٠] حكايت كردند كه در حدود سرنديب صحرائى است كه در فصل بهار سيلهاى بسيار مىآيد[١١]. و در فصل تابستان منقطع مىشود[١٢]. بعد از انقطاع سيل ريگهاء آنرا مىشويند.
و از آنجا ريزههاء ياقوت خرد[١٣] از همه الوان سرخ و زرد «و كبود
[١]ع: معادن
[٢]در ع: نيست
[٣]ن، ج: و غيرهم
[٤]م: هندوستان
[٥]م: از آن
[٦]ن، ج: نيز هم در اين غلاف است و بلور و جمس
[٧]آنچه ميان پرانتز است فقط در نسخه ع: است
[٨]ن «مايى» اين كلمه در نسخه ن: خط خورده و در بالاى سطر به «مائيتى» اصلاح شده
[٩]ج، ن: وعاء
[١٠]ع: كه از معتمدان تجارند
[١١]ج، ن: مىآيند
[١٢]ج، ن: مىشوند
[١٣]ع:
سرخ و زرد.