تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٨ - فصل در اسامى انواع مرواريد
حاصل مىكند، و در توبره مىاندازد. و چون نفس نگاه نتواند داشت پاى از چوب[١] برگيرد، و دست در رسن زند، و[٢] بر سر آب آيد. و خود را در كشتى افكند، و نفسى عظيم[٣] برآرد، و باز فرو رود تا سه چهار نوبت، آنگاه[٤] بساحل آيد[٥]، و صدفها را [بكاردى] شكافد[٦]. و مرواريد خرد[٧] و بزرگ بحسب روزى از ميان گوشت بيرون مىكند (بحضور مشرفان ولايت. آنچه از دانگى يا بيشتر امير ولايت را بود، و فروتر غوّاص را)[٨].
و يمكن[٩] كه بسيار صدف بشكافد[١٠] و يك دانه مرواريد نيابد[١١].
فصل در اسامى انواع مرواريد
مرواريد بر شكل پوست پياز پوستها دارد[١٢]، و نيكى و بدى او از سه چيز توان دانست.
اول[١٣]، آنكه تعلّق برنگ دارد. دوم، آنكه تعلّق بشكل دارد[١٤].
سوم، آنكه تعلّق بخردى و بزرگى[١٥] دارد. و شرح هرسه قسم آورده شود[١٦].
[١]ب: از سر چوب
[٢]ب: رسن زده- ن، ج: رسن گيرد
[٣]ع: و نفسى چند- ب: و نفس عظيم
[٤]م، ن، ج، ب: و سه چهار نوبت فرورود و چون
[٥]ب: آيند
[٦]ب: بشكافند- م، ن، ج:
بكارد مىشكافند
[٧]ب: و لؤلؤ خورد- م، ن: و لؤلؤ خرد
[٨]آنچه ميان پرانتز است در ع: نيست
[٩]ب: مىكند و يمكن- ع: مىكند و ممكن
[١٠]ب: صدف را بشكاند- ن، ج، م: صدف را بشكافند
[١١]ب: نباشد
[١٢]ب: بشكل پوست دارد
[١٣]م، ب، ن: يكى
[١٤]ب، ن: دوم شكل
[١٥]ب: سوم بزرگى و خوردى؟
[١٦]ب: جدا آورده است- ع: قسم آورده شود- ن، م، ج: جدا آورده شود.