تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٦٢ - فصل در صفت حجر باران و خواص آن
مىدارند. و بدان حيلت[١] بر خصم خويش غلبه مىكنند[٢]، و مقهور مىگردانند[٣].
و محمّد زكرياء رازى[٤] در كتاب خواصّ آورده است ٥٤ كه در زمين[٥] تركستان عقبهايست كه چون ستوران[٦] بر آن [عقبه] بخواهند[٧] گذشت سمّ ايشان[٨] در نمد گيرند. و نيك[٩] آهسته روند، اگر هيچگونه سمّ ستورى در سنگى كوبد[١٠] حالى ميغى[١١] [تاريك پديد آيد. و ابرى تيره حادث گردد. (و باران] باريدن گيرد، اگر زمستان بود راه بسته شود).
و از اين سنگها بعضى بشهرهاء تركستان برند. و چون خواهند كه باران آيد[١٢]، سنگى از آن در آب نهند[١٣] و معلّق بياويزند. باران باريدن گيرد.
و حكايت اين عقبه به محمّد زكريا مخصوص نيست بلكه اين سخن (شايع و مستفيض است، كه در تركستان عقبههاست كه در او سخن بلند) نتوان گفت. و هيچچيز[١٤] در آب[١٥] نتوان شست. و
[١]ب: و بدان صفت و سبب- م: و بدان سبب
[٢]م: غالب مىآيند
[٣]ب: افزوده: (حكايت)
[٤]كلمه (رازى) تنها در- ع- است
[٥](زمين) در- ج، ن، م- نيست
[٦]ب: سواران
[٧]ع: خواهند
[٨]ب: اسبان
[٩]م، ب: و بغايت
[١٠]ع: در سنگى گيرد- ب: بسنگى آيد
[١١]ب: در حال ميغ- ع: حالى ميغ
[١٢]ب: چونكه باران نيايد
[١٣]ع: نهاده
[١٤](چيز) در ج، ن نيست
[١٥](در آب) تنها در ع است