تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٣ - فصل در اخبار و حكايات زمرد
دو مثقال كه آنرا بچه گفتندى ١٥ بر سبيل تشبيه[١] بجهت سبزى آنرا بدو هزار دينار زر سرخ خريده بودند.
و آوردهاند كه سلطان غياث الدين محمد بن سام در آنوقت كه بفيروزه كوه بود، ده قصبه[٢] زمرّد را نام او بر آن نوشته بودند، كه هريك از آن كمابيش ده مثقال بود. و جمله را لون و شكل بغايت خوب[٣].
و آوردهاند كه در خزانه سلطان علاء الدين يك پاره زمرّد ريحانى بوده است شكل آن مربع و روى ممسوح[٤] و بىعيب و در[٥] مساحت كف دستى، و گرداگرد آن در زر گرفته، و مرصّع كرده، بوزن سى مثقال، بر روى آن صورت تختى و شاهى[٦] انگيخته كرده در غايت كمال صورتگرى.
و در زير تخت صورت دو شير كرده، و بر دو جانب تاج شاه، صورت دو مرغ، و آن صورتها را (جامهگرى كرده و موى) بغايت خوب كرده، و گزارده كرده كه مثل او[٧] از موم نتوان كرد، و يمكن كه بيست مثقال از آن كم كرده باشند[٨]، تا آن صورتها را[٩] توان انگيخت. و آن پاره زمرّد بآن شكل مربع، ممسوح، بدان راستى، از آن نتوان كرد، زيادت از صد مثقال بايد كه بوده [باشد] تا صورت آدمى و روى مرغان و شيران[١٠] حكّ كرده باشند[١١].
استادى را فرمود كه روى[١٢] آن صورت بار ديگر چنانكه در اول بوده باشد توان كرد؟ و بعتاب با استاد گفته كه اين صورت لايق شعار اسلام نيست، و در ملت پيغامبر ما[١٣] صلى اللّه عليه و سلّم[١٤] صورت حرام است، خاصه با خود داشتن. و اين صورت مثل بت است و بگمان[١٥] آنرا در ديار
[١]م: تشبه
[٢]ب: و قصبه
[٣]ب: خوب بوده
[٤]ع: آن ممسوح
[٥]ع: در
[٦]ب، ج، ن: تخت شاهى- م: تخت پادشاهى
[٧]ب، ج، ن:
كه مثلا از
[٨]ب: شده باشد
[٩]ب: صورت را
[١٠]ب افزوده: (بدان صفت)
[١١]ب: نقش كرده باشند- م: حل كرده بوده باشد
[١٢]ب:
تا روى
[١٣]ب افزوده: (محمد مصطفى)
[١٤]م، ن، ج، ب: عليه الصلوة و السلام
[١٥]ع افزود: (كه).