تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٨ - تعليقات
كشند مخصوص باسم فانيذ خزاينى و سنجريست، و چون در طبخ ثالث بقدر عشر او شير تازه اضافه نموده بجوشانند تا منعقد شود، آنرا طبرزد نامند.
و اكثر قسم صلب قند مكرر را مخصوص باين اسم دانستهاند. (تحفه).
[٢]- ص ٣٣ س ٩ برهمنى دروى متوطن
در كتاب جماهر بجاى برهمن «شيخ» است و ذكرى از برهمن نيست.
و در سطر چهاردهم همين صفحه بجاى پنج مثقال «شش مثقال» است و عين عبارت كتاب چنين است:
«فجاء بقطعة اخرى و زنها ستة مثاقيل لكنها كانت بسيطة رقيقة جدا».
(جماهر ص ٤٥).
[٣]- ص ٣٥ س ١ بهرمانى
بهرمان نام گلى است هندى در غايت طراوت و درخشندگى، و رنگ آن متوسط ميان حمرت جمره نار و سرخى دانه انار است.
بعضى برآنند كه بهرمان شكوفه قرطم است (قرطم بفارسى كاجيره را گويند). (معرفة الجواهر)
و صاحب مفردات مخزن الادويه گويد: كه بهرم و بهرمان اسم فارسى گل عصفر است.
بيرونى هم در كتاب جماهر از خليل بن احمد نقل كرده كه او گفته است «بهرمان نوعى از عصفر است».
و بعد گويد «عصفر معربست و فارسى او هسكفر (كذا) است و گياه آن هسك است و قرطم هسك دانه باشد». (جماهر ص ٣٥).
[٤]- ص ٣٥ س ٨ بگوشت پاره مانند است
در تمام نسخ تنسوقنامه «گوشتپاره» است، و ليكن در كتاب معرفة الجواهر