تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٦ - اما آنچه تعلق ببزرگى و خردى مرواريد دارد
هرچه برو[١] فروشود آنرا مرواريد ريزه خوانند. (آنرا)[٢] سوراخ نكنند. جهت داروها و مفرّحها نگاه دارند.
و غربال دوّم آن باشد كه بر سر غربال اوّل مانده باشد، بعد از آنكه ريزه[٣] جدا كرده باشند برو ريزند. هرچه بآن فروشود آنرا مرواريد صدى خوانند. يعنى صد دانه از آن مثقالى[٤] باشد.
و آنرا سوراخ كنند. و هرچه از آن گردتر و آبدارتر باشد (باز) گزينند، و يا عقد كنند. و باقى در رشته كشند، و هار كنند، و آنرا هار صدى گويند.
امّا غربال سوم آن باشد كه هرچه از غربال دوّم بر سر آمده باشد، بر وى ريزند. آنچه فروشود [مرواريد] شصتى خوانند. يعنى شصت دانه از آن يك مثقال بود[٥]. و آنرا هم سوراخ كنند. و آنچه بهتر باشد باز گزينند[٦] عقد را. و باقى هم[٧] بر هار كنند، و آنرا هار شصتى خوانند.
و اما[٨] غربال چهارم و پنجم كه در افزودهاند، آنست كه آنچه از سوم بر سر آمده باشد[٩]، بر چهارم ريزند. آنچه فروشود[١٠] پنجاهى باشد. و آنچه از چهارم بر سر آيد، دانها باشد، آنرا ديگر بر غربال نريزند[١١] و باز گزينند، هرچه لايق عقد باشد بعقد كنند.
[١]ب: بدو- ن، م: باو
[٢]آنرا فقط در ع: است
[٣]م: از آن ريزه
[٤]ب: صد دانه مثقال
[٥]ب: يعنى شصت دانه مثقالى
[٦]ع: بگزينند
[٧]م، ب: و باقى را
[٨]ن: اما
[٩]ب: بر وى ريزند آنچه فروشود مرواريد شصتى خوانند آنچه باقى ماند
[١٠]ن، ج: رود
[١١]م: بريزند و باز- ن: بريزند باز.