تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٤ - ذكر اصداف
هوا خوش شود باز نهنگ[١] در مواضع غوص پديد[٢] آيد، (غوص باطل شود)[٣].
و بهترين لؤلؤ از درياى كيش و بحرين خيزد (بعد از آن مغاص معبر)[٣].
ذكر اصداف
صدف[٤] ٢٦ حيوانى است كه بر ظاهر او دو دفّه باشد بر هم پيوسته بر پشت، كه آنرا مفصلى باشد كه وقتى[٥] گشوده گردد، و گاهى فراهم آيد باختيار او. و در ميان آن دو دفّه گوشتى بور رنگ باشد[٦]، و رفتن او باطراف بحركت دفّتين باشد تا كه[٧] منقبض و منبسط مىگردد. و اطراف آن دو دفّه باريك باشد، و صدف را آن دو دفّتان بمنزلت پاى بود در سباحت. و مرواريد در ميان آن گوشت (بور رنگ مى) باشد[٨].
و در هرموضع كه عمق آب بيشتر[٩] باشد، و گرماى آفتاب بدان كمتر رسد، مرواريد آن صدف خوبتر «و روشن و آبدارتر[١٠]» باشد. (و اغلب صدف بزرگ را مرواريد نبود. و در بيشتر اصداف كه درو مرواريد باشد)[١١] مقدار[١٢] كف دستى بود معتدل. و در افواه
[١]ع: يا حشرات موذى
[٢]م: پذير
[٣]اين دو جمله فقط در ع: است
[٤]ع: و صدف
[٥]ع: كه بوقتى
[٦]ع: نور رنگ- م: بود بوررنگ
[٧]ع: بافراط و جهات حركت- ب:
باطراف بحركت كعبتين ياك
[٨]ع: آن گوشت باشد
[٩]ب، ج، ن:
بيش
[١٠]ع: و آبدارتر- ب: و صافىتر- م: و روشنتر
[١١]اين يك سطر در ع: نيست
[١٢]ع: و آن مقدار.