تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٣٨ - فصل در معرفت حجر التيس ٤٣«و خاصيت و منفعت او»
و آن در زهره گاو هندى متولّد مىشود. [و] مادام كه در زهره باشد، سيّال (و مدحرج) باشد[١]. چون [برون كنند] بفسرد، و متحجّر گردد.
و وزن آن از دانگى باشد[٢]، تا غايت چهار درم سنگ[٣].
فصل «در خاصّيّت جاويس»[٤]
خاصّيّت او آنست كه علّت يرقان را «بغايت»[٥] سود دارد، و سدّه بگشايد، و زردى لون «روى»[٥]، ببرد. و درد معده و قولنج را نيكو بود[٦].
و اگر در چشم كشند «نور»[٥] بصر را حدّت بيفزايد[٧]. و قدرى سوده در بينى صاحب لقوه دمند نافع بود[٨].
و خاصّيّت سنگ پادزهر هم دارد. مثقالى از جاويس يك دينار ارزد.
فصل در معرفت حجر التّيس ٤٣ «و خاصّيّت و منفعت او.»[٩]
و آن[١٠] در اندرون تيس متولّد [مى] شود، (هم) گردست. [و او
[١]ع: سيال باشد- ب: سيال و مدرج بود
[٢]ب: و وزن آن بيرون كنند از دانگى
[٣]ع: تا چهار دانگ- ب: تا چهار درم
[٤]آنچه در ميان علامت گذاشته شده تنها در ع: است
[٥]اين سه كلمه هم تنها در ع:
است
[٦]ع: نافع باشد- ب: نيكوها بود؟
[٧]م، ج، ن: تيز كند
[٨]ع: نيكو بود
[٩]ب: الطيس و خواص آن و در ج، ن، م: نيست
[١٠]ب، ج، ن: و او.