تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٠٢ - تعليقات
چشم را زيان دارد و آنرا تيره كند، و آن ملين شكم و مهيج بادها و مدر بولست. (خواص الاحجار شماره ٥٠٧٩ كتابخانه آستان قدس رضوى).
[٧٠]- ص ٢٥٢ س ٢ عنبر
نوعى بوى خوش و در اصل آن اختلافست. بعضى گويند سرگين ستوريست بحرى. و بعضى گويند از چشمهاى بيرون آيد. و بعضى ديگر گفتهاند چيزيست در قعر دريا خيزد، و يا حيوانات بحرى مىخورد و مىرويد.
بعضى ديگر گويند عنبر رطوبتى است كه مانند موميائى منجمد مىشود، و از جزيرهاى درياى عمان و بحر مغرب و چين در وقت جزرومد دريا داخل بحر مىگردد. و صاف او از تحرك آب دريا مجتمع و مائل بتدوير مىشود، و او را شمامه نامند. و بهترين او اشهب مايل بسفيدى است.
(تحفه).
[٧١]- ص ٢٥٧ س ٦ فيصورى
اين كلمه بصورتهاى فنصورى و فيصورى و قنصورى و قيصورى در كتب مختلف طب و جغرافى و شعر شعرا ديده مىشود.
در نسخ ع، ن، ج تنسوقنامه و كتاب العرايس و كتاب حدود العالم (ص ٦٤ چاپ دانشگاه) «فنصور» بفا و نون است، و در اين شعر معزى هم بهمين صورت است كه گفته:
مى خواه كه لالهزار و گلزار
از بوى تبت شده است و قنصور