تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٥٤ - فصل در معرفت سنگ زيت«و خواص او»
نيز بازدارد[١]. و بر ورم گرم بستن[٢] سود دارد. و (هركه) با خود دارد[٣] چشم بد بدو كار نكند[٤].
فصل در [معرفت] حجر الحىّ «و خاصّيّت او»[٥]
آن سنگى است[٦] از جنس پادزهرها، اندكى با رنگ خاكستر زند. و برو خطها[٧] باشد.
خاصّيّت او آنست كه بر مارگزيده بندند شفا يابد. و زهر از او برون[٨] آيد. و علّت نسيان را بغايت نافع بود.
فصل در معرفت سنگ زيت «و خواصّ او»[٩]
و آن سنگى است كه چون آب برو ريزند آتشى ازو افروخته شود[١٠]. و چون (روغن) زيت برو ريزند آتش ازو[١١] فرونشيند. و معدن او معلوم نيست.
خاصّيّت او[١٢] آنست كه مار و كژدم و ديگر گزندگان موذى[١٣] از پيش او بگريزند.
[١]ع: و قى را منع كند
[٢]ع: بستن- ج، ن، م، ب: بندند
[٣]ع:
و با خود داشتن
[٤]ج، ن، م: نتواند كرد
[٥]فقط در ع: است
[٦]ب: سنگى است سياه بام- م: سنگى است سياه
[٧]ب: خصلتها
[٨]ب، ج، ن: بيرون
[٩]در ج، ن، م: نيست
[١٠]ب: از آتش برافروزد- م:
آتشى از او برافروزد
[١١](ازو) تنها در ع: است
[١٢]ع: خاصيتش
[١٣]ع: درندگان موذى- كلمه (موذى) تنها در ع: است