تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩٢ - نوع ششم
و اگر آسمان ابرناك باشد، و آن سنگ را بر چوبى بندند، و برابر آسمان[١] بدارند، متفرّق شود.
و اگر بارندگى باشد، منقطع گردد.
و اگر صاحب آن نزديك[٢] سلطان خشمگين شود، آن خشم پادشاه[٣] منقطع شود. و با او نيكوئى كند.
و اگر برنگ نيل بود[٤]، كسى كه از آن آب در چشم كشد، بنام هركه خواهد و بگويد: مىخواهم كه فرمانبردار من گردد، و تابع من شود، همچنان باشد، و از او بهر مرادى (كه دارد) برسد.
نوع[٥] ششم.
سنگى است نيلگون.
اگر محك[٦] آن سفيد باشد، و بنام كسى در چشم كشد، آنكس فرمانبردار او گردد.
و اگر سياه بود، مردم او را گرامى دارند.
و اگر زرد باشد، بر تمامت[٧] احوال مردم واقف شود.
و اگر سرخ باشد بهر كارى كه روى نهد، بخير بازگردد.
و اگر آسمانگون باشد، درو[٨] هيچ خير[٩] نبود، «آنرا با خود نشايد داشت كه نيكو نبود[١٠].»
[١]م: و بر آسمان
[٢]ب: بنزديك
[٣]كلمه (پادشاه) تنها در- ب- است
[٤]ب: و اگر نيلگون باشد
[٥]كلمه (نوع) در- ب- نيست
[٦]م: حك
[٧]م: تمامت. (بر) ندارد
[٨]ب، م: و درو
[٩]ب: چيز
[١٠]ج، ن:
و آن با خويشتن نشايد داشت- م: و آن سنگ با خويشتن نشايد داشت.