تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٤ - فصل در معرفت حجر يرقان ٤٦ و خاصيت او
(و) مزاج او سرد و تر است. سدّه جگر را تفتيح[١] كند. مخمور[٢] را بغايت نيكو است. و آن مجرّبست[٣].
فصل در معرفت حجر يرقان ٤٦ و خاصّيّت او[٤]
و آن سنگى است خرد كه در زمين سيستان[٥] و زاول خيزد. و در غايت صلابت نيست، سوهان قبول كند. و[٦] منقّش است بزرد و سرخ[٧]. و آبى كه از[٨] حك او برون آيد، سرخ باشد.
و آوردهاند كه سنگ يرقان سنگى است مدوّر سياه لون خرد كه در آشيان خطّاف باشد.
و طريق حاصل كردن آن [سنگ] آنست كه بچّه خطّاف را بزعفران زرد كنند. خطاف آن سنگ را بيارد، بگمان آنكه شفاء بچّگان خواهد بود و بنزديك[٩] ايشان بنهد.
و حيوانات را از اين جنس الهام[١٠] هست، چنانكه پلنگ ماده چون مشقّت زادن اوّل «بار»[١١] بكشد نروك[١٢] طلب كند، و بخورد. بعد از آن حمل قبول نكند [و] مشقّت حمل «و وضع حمل»[١٣] ازو برخيزد. و امثال[١٤] اين بسيار است.
و خاصّيّت او آنست كه چون آنرا بسايند، و بصاحب علّت
[١]ب: تفسيح
[٢]م، ب: مخموران
[٣]م: و مجربست
[٤]ب: و خواص او
[٥]ج، ن: سيوستان
[٦]ع افزوده: (برنگ) و در ج، ن، م: نيست
[٧]ب: بر سرخ- م، ن: بسرخ
[٨](از) در م: نيست
[٩]ع: بنزديك
[١٠]م: الهامات
[١١]در ج، ن، ب: نيست
[١٢]م، ب: تروك- ج، ن: نروك- ع: نركى
[١٣]ب:
مشقت قبول حمل- (و وضع حمل) در نسخ م، ج، ن: نيست
[١٤]ب: و مثل