تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٩ - فصل در اسامى انواع مرواريد
اما آنچه تعلّق برنگ[١] دارد، دو چيز است: يكى رنگ[٢].
دوم طراوت، و آنرا آب[٣] خوانند. و اصل مرواريد آب است، از بهر آنكه از رنگهاء مرواريد سفيديست[٤]، و سفيد آبدار بود. و آن بهترين همه انواع مرواريد باشد[٥].
و سفيد بىآب كه آنرا[٦] جصّى خوانند بدترين[٧] همه انواع مرواريد[٨] باشد.
و رنگ مرواريد چون اندكى با زردى[٩] زند، بهتر پسندند.
از بهر آنكه «بدان رنگ»[١٠] بيشتر آبدار باشد. و برنگ سپيد، آبدار كمتر بود.
و اصل مرواريد آبدار آن باشد كه پوست ظاهر او ستبر باشد.
و ستبرى پوست را (چند) فائده است[١١]: يكى آنكه[١٢] آبدارتر باشد. دوم آنكه آبدارى او پايندهتر[١٣] بود، چه مرواريد[١٤] كه او را پوست تنك[١٥] باشد، اگر نيز آبدار بود، زود آب باز گذارد. و سپيد بيشتر تنك پوست بود. ازين سبب بمرواريد[١٦] زردرنگ رغبت بيشتر مىنمايند.
[١]م، ن، ج: برنگ مرواريد
[٢]م: كلمه «رنگ» را ندارد
[٣]ب: خواب
[٤]م، ب: سفيد است
[٥]ن، ج: همه انواع است- ب: انواع است
[٦]ن، ج: كه آنرا- ع، م: (كه) ندارد- ب:
و سفيدى كه آنرا
[٧]ع، م: و بدترين
[٨]كلمه (مرواريد) فقط در ع: است
[٩]ن، ج: بزردى
[١٠]فقط در ع: است
[١١]ب:
فائده آنست
[١٢]م: اول آنكه
[١٣]ع: او تابنده بود- ب: وى يابندهتر
[١٤]ع: و مرواريد
[١٥]ع: تنكى
[١٦]ع: بدينسبب به لؤلؤ.