تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩١ - (سخن در احوال مرواريد)
و اغلب لؤلؤ نيكو وردى باشد[١]، يا تبنى. و نوعى[٢] از زرد باشد، كه آنرا رصاصى[٣] گويند، يعنى شبه قلعى[٤] و آن نيكو نبود.
چهارم رنگى بود كه آنرا طاوسى[٥] خوانند. و آن سفيدى باشد كه اندك با سبزى[٦] زند. و چون بروشنائى[٧] دارند مانند قوس قزح[٨] نمايد. و آنرا اعتبارى نشمرند[٩]، از آن جهت كه آب او زود بگذرد[١٠]. و بعضى نيز باشد كه پايدار و نيكو بود.
پنجم را فقاعى خوانند، كه با وجود سرخى اندك[١١] تيرگى دارد برنگ فقاع.
ششم را[١٢] شمعى خوانند [كه] مابين زردى و سبزى باشد.
هفتم را[١٢] رمادى خوانند، كه اندكى[١٣] با سياهى زند.
هشتم را[١٢] زيتونى گويند [كه تيره باشد برنگ زيتون،] و بعضى «آنرا نحاسى خوانند[١٤]».
نهم را جصّى خوانند[١٥]. و نحاسى [و جصّى] بىآب باشند.
و بدترين همه انواع «اين دو نوع[١٦]» (باشد. و فقاعى و شمعى و رمادى و عدسى ميانه بود. و بعضى فقاعى را از حساب رمادى شمرند.
و اختلاف رنگها ناپسنديده بود. و آنچنان باشد كه بر مرواريد
[١]ب: با وردى بود- ن، م: يا وردى افتد
[٢]ب: و نوعى ديگر
[٣]ب: رصاخى
[٤]م، ن، ج: قلعى شبه
[٥]ب: رصاخى؟
[٦]ع: اندكى بسبزى
[٧]ب: با روشنائى
[٨]ع، ب: قوسوقزح؟
[٩]ع: اعتمادى نشمرند- ب: اعتمادى بشمرند
[١٠]ن: بگذارد
[١١]ب: اندكى
[١٢]ع: ششم، هفتم، هشتم
[١٣]ب: اندك
[١٤]ب: نحاسى و عدسى و زيتونى درشت گلها بكار دارند
[١٥]ع: نهم جصى باشد
[١٦](اين دو نوع) فقط در ع: است.