تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٢٨ - فصل در صفت بت روى و خواص او
قبول نكند.
فصل در (صفت) اسفيدروى و خواصّ او[١]
اسفيدروى از مس (منقى) و قلعى سازند، غير كانى باشد. و گوهرى پاك باشد[٢]، و سفيد بود.
و سبب تركيب اسفيدروى آن بوده است كه پادشاهى (بوده است) قهار. بفرمود تا اوانى زر و نقره بشكنند. و هيچكس را نگذاشت كه از زرّينه و سيمينه آب خوردى. «حكماء عصر جهت[٣]» منعمان آن عصر[٤] بفرمودند تا سفيدروى بدل آن بساختند. و برنج عوض زر، «و قلعى عوض نقره»[٥]، (و آنرا بكار داشتند.
و عجب كه مس و قلعى) دو گوهر نرماند، و بآميزش گوهرى خشك حاصل مىگردد، كه درو هيچ نرمى نيست.
و سفيدروى را مزاجى حاصل شده است متّحد كه اجزاء آنرا صفت[٦] نتوان كرد، چه[٧] باهم آميزشى كامل يافتهاند.
فصل در صفت بت روى و خواص او
بت روى مركبى است از اسرب و نحاس، و آن اخس[٨] انواع
[١]ع: و خاصيت او
[٢](باشد) در- ج، ن- نيست
[٣]تنها در- ع- است
[٤]ع: منعمان دهر
[٥]تنها در- ع- است
[٦]م: منقبت- ج، ن:
منقب
[٧]ع: كه چگونه
[٨]ع: احسن