تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٠ - تعليقات
[٦]- ص ٣٦ س ١٣ و بوقت رسيدن خلافت به مقتدر تلف كرد ...
عبارت مشوش است و در كتاب عرايس كه از كتاب تنسوقنامه گرفته شده است عبارت نيز نارسا و مشوش و چنين است:
«و تا بروزگار قاهر و راضى در خزانه خلفا اين جوهر موجود بود، در خلافت مقتدر مفقود گشت».
اگر خلافت مقتدر پس از قاهر و راضى مىبود در عبارت اشكالى نبود، ولى چنانكه در تواريخ خلفا آمده است مقتدر در سال ٢٩٥ بخلافت رسيد، و پس از او قاهر در ٣٢٠ و راضى در ٣٢٢ بخلافت رسيدند. اگر فص ياقوت در ايام مقتدر تلف شده باشد نمىشود تا بروزگار قاهر و راضى در خزانه خلفا موجود باشد.
ابن طقطقى هم در كتاب الفخرى (ص ٢٣٣ چاپ مصر) بتلف شدن آن در ايام مقتدر اشاره كرده و چنين گويد:
«و در ايام مقتدر خزاين از جواهر نفيس و احجار ثمين مملو بود. از آن جمله ياقوتپارهاى كه هارون الرشيد آنرا بسيصد هزار دينار خريده، و در يتيمى كه سه مثقال وزن داشت بود. مقتدر اينهمه نفايس را باندك زمانى متفرق كرد و تلف نمود».
[٧]- ص ٣٩ س ١٥ كوسرم
سنگى است كه برنگ هريك از انواع يواقيت مىباشد و آنرا از كوه راهون در جزيره سرانديب آرند.
[٨]- ص ٤٠ س ١ عين الهر
جوهرى مشرق آبدار شفاف پرطراوتست كه در وى نقطهاى مائل بزرقت مرئى مىشود بقدر ناظر گربه كه محل نور است. و اگر جوهر مذكور را بجانبى تحريك كنند، نقطه مذكوره برخلاف آنجانب حركت