تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩ - فصل اول در كيفيت وجود عناصر كه اصولاند
فصل اول در كيفيّت وجود عناصر[١] كه اصولاند
واجب[٢] الوجود تعالى و تقدّس بكمال قدرت ازلى، و علم لم يزلى، بعد از ايجاد عالم ارواح و ملائكه و افلاك و متحرّكات آن[٣]، در جوف فلك قمر كه عالم سفليست، چهار عنصر بيافريد كه اصول مفردات و مركباتاند، كه حيّز ايشان عالم كون و فساد است. و آن خاك است و آب و هوا و آتش. و هريك را از ايشان[٤] حيّزى خاص و طبيعتى[٥] مخصوص اعطا كرد، بدان وجه كه مادام كه در حيّز[٦] خويش باشند ساكناند[٧].
و چون بقهر و قسر از آن حيّز دور باشند، طبيعت هريك اقتضاء آن كند كه مائل باشند بحيّز طبيعى خويش[٨]. حيّز[٩] طبيعى خاك مركز عالم است.
[١]ع: كيفيت عناصر
[٢]ب: حضرت واجب
[٣]«آن» در: ن، ج، نيست
[٤]ن، ج: و هريكى را از ايشان- ب: و هريك را از اينان
[٥]ع: و طبعى
[٦]ع: در حد
[٧]ع: آرميدهاند
[٨]ع: مائل حيز طبيعى خويش شوند.
[٩]ع: و حيز