تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٧ - فصل در معرفت ياقوت زرد
زردى شفّاف)، بعد از آن نارنجى، بعد از آن زعفرانى، بعد از آن ترنجى، بعد از آن سپيديى[١] كه بسپيده اسرب ماند. كه اندكى با زردى زند. بعد از آن كاهى.
و ياقوت زرد را نيز در مفرّحات بكار دارند، چه در وى تفريحى هست. و در قديم[٢] يك مثقال از آنچه ممسوح و بىعيب بود، بصد دينار مىخريدهاند. و قيمت آن بحسب عيوب تفاوت كند. تا بدرجهاى كه يك مثقال[٣] بدينارى بازآيد.
و شبه ياقوت زرد، لعل زرد باشد. و فرق ميان هردو بوزن و جلا و طراوت، و امتحان بآتش[٤] توان كردن. و بكر كهن[٥] زرد هم شايد كه مشتبه شود. و هرچه در ياقوت سرخ (عيب باشد، در ياقوت زرد نيز عيب باشد. و ياقوت زرد را بدان سبب از ياقوت سرخ[٦]) در مرتبه فروتر مىنهند، كه لون صفرت از روى طبيعت از[٧] لوازم آفت رسيدگان است[٨]، و معلولان و ترسيدگان[٩].
[١]ع: سقدقى- م: سقندقى- ن، ج: سقيدقى. اين كلمه در- ب، نيست و در نسخ ديگر بصورتهائى است كه نموده شد. در كتاب «جماهر» نيامده كه بتوان از روى آن صورت صحيح را بدست آورد و در كتاب جواهر نامهاى كه آن نيز تنسوقنامه ناميده شده (شايد انشاء ديگرى از همين كتاب باشد- نسخه عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه) «سپيدى» نوشته شده و عين عبارت آن در اين موضع چنين است «و بعد از آن سپيدى كه برنگ سپيده سرب ماند كه اندك بزردى زند»
[٢]م، ن، ج: افزوده: قيمت.
[٣]م: تا بدرجهاى كه صد دينار- ن، ج: كه يكدينار
[٤]م، ن: و بآتش امتحان
[٥]ع: و بگر كهن- ن، ج: و كركهن
[٦]درج، ن: نيست
[٧]كلمه (از) هم در ن، ج: نيست
[٨]م: (است) ندارد
[٩]م: افزوده: بود.