تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٩ - در قيمت الماس
داشت، از آنكه درو سميّتى هست، در دهان داشتن مضرّ بود و سبب هلاك[١].
در خاصيت و منفعت الماس
هركه الماس با خود دارد از صاعقه ايمن باشد، و از علّت عسر البول آسوده[٢]، و البته در دهان نبايد گرفت. [و الماس را بر سر مثقب نهند و بسايند، و بدان سنگهاى سخت را سوراخ كنند، و طبيعت او سرد و خشك است، در اوّل درجه چهارم[٣]] و هرزن كه وضع حمل دشوار تواند نهاد، اگر الماس با خود دارد بآسانى بنهد[٤].
در قيمت الماس
الماس (نيكو)[٥] بقيمت ياقوت سرخ نزديك باشد. بعضى گفتهاند يك مثقال (الماس)[٦] صد دينار ارزد. و اين معنى در روزگار قديم بوده است، زيرا كه الماس بزرگ اكنون نادر مىافتد، و اگر افتد (و نيكو باشد)[٧] ببهاء نيك خرند[٨].
[١]م، ن، ج: هلاكت
[٢]ب: ايمن
[٣]آنچه در ميان قلابست در م: نيست
[٤]كه حمل او دشوار بود الماس با خود دارد
[٥]كلمه (نيكو) در ب: نيست
[٦]كلمه (الماس) در ب: نيست
[٧]در ب، م: نيست
[٨]اين فصل هم از نسخه ع: افتاده است.