تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٩٦ - تعليقات
عاقر قرحاى مصرى اصل ترخون كوهى است. گرم و خشك است.
(بحر الجواهر).
[٦٠]- ص ١٩٧ س ١٩ زجاج
زجاج (بضم و يثلث) آبگينه و شيشه را نامند. و معدنى و مصنوع مىباشد. و معدنى او سفيد و الوان مختلفه است، و مصنوع آن از سنگريزه سفيد و قلى است كه بالمناصفه گدازند. و آنچه با مغنيسيا گداخته باشند صاف و شفاف او قبول رنگها كند. و زجاج فرعونى آنست كه تخممرغ را يك هفته در شير تازه بخيسانند، و شبانهروزى دو بار تغيير شير دهند، و بهرصد مثقال از زجاج بيست و چهار مثقال از آن داخل كنند. (تحفه)
و زجاج كشداد آبگينهساز است.
[٦١]- ص ٢١٩ س ١٠ زر
زر اسم فارسى ذهب است. و مطلق نقد را خواه سيم و خواه طلا و مس را گويند. و لقبى است براى پول، غايتش زر سرخ و سفيد و سياه مستعمل است. (آنندراج)
زر درست زر مسكوك اشرفى چون در آن نقصى نبوده درست گفتهاند.
و زر طلى زر خالص. و زر مصرى زر ناب است و زر ساو زر نامسكوك.
[٦٢]- ص ٢١١ قاضى الحاجات
چون تقويم بسيارى از اشياء بطلا و زر كنند، و ميان مردمان كثير الجريانست، و اكثر مهمات انام بواسطه آن انتظام مىيابد تا غايتى كه زر را ناموس اصغر و ملكة الاجساد و قاضى الحاجات گويند. چنانكه