تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٣ - سخن در قيمت مرواريد
و از ضبط[١] بگذرد. باندك تفاوتى كه[٢] در وزن بيفزايد بها مضاعف گردد. و آن تعلّق بارادت بايع و رغبت مشترى[٣] دارد. و بهر[٤] روزگارى بيفزايد، و هرچه در اين معنى گويند گزاف باشد.
و در قديم[٥] بها كمتر از اين بوده است. گفتهاند كه دانه يك مثقالى[٦] بهزار دينار باشد. و پنج دانگ بپانصد دينار، و چهار دانگ را[٧] بسيصد دينار، و نيم دينار را[٧] دويست دينار، و دو دانگ را[٧] پنجاه دينار.
و[٨] دانگى بشانزده[٩] دينار، و بر اين قياس[١٠].
اما در اين روزگار، دانه[١١] اختيار بىعيب كه بوزن مثقالى باشد، بها بسيار بود.
امّا مرواريد طاووسى و شمعى و فقّاعى را، بها با نيمه و ثلث آيد. «و عدسى و زيتونى بها با عشر آيد و جصّى را خود زيادت بها نبود.
و همچنين برنگ از جهت شكل و سوراخ، بها با نيمه آيد و ثلث آيد[١٢]» مثلا بيضى[١٣] را بها با نيمه آيد. و رمادى را با عشر و نصف[١٤] عشر آيد.
[١]ب: و ضبط
[٢](كه) در ب: نيست
[٣]م: برغبت بايع و اراده مشترى
[٤]ب: بهر
[٥]ن، ج: در قديم (بىواو)
[٦]ب: يك مثقال- ن، ج: يك مثقال را
[٧]كلمه (را) در هرسه موضع در ب: نيست
[٨](واو) عطف در نسخ ن، ج: در چندموضع افتاده است
[٩]ن، ج: شانزده
[١٠]در ب افزوده: (كنند)
[١١]م: يك دانه
[١٢]از ن، ج: افتاده است
[١٣]ب: بعضى؟
[١٤]ن، ج: يا نصف.