تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١٠ - فصل اول در صفت زر ٦١ و خواص او
شد يا با عيارى يا غير آن) و نضجى كامل يابد[١] آن مادّه در غايت رقّت و صفا بود. قدرت ازلى صورت زرى اعطا كند او را[٢]. و حدوث جوهر زر ازين وجه باشد.
و علّت آنكه زرها «در معادن»[٣] بعضى خالص باشد، و بعضى نبود[٤]، آنست كه با مادّه زر در اصل فطرت جوهرى ديگر چون نقره، يا نحاس، يا قلعى، آميخته باشد. «بحكم مجاورت آن زر خالص نباشد. و اختلاف عيارهاى زر غير معمول بدينسبب باشد. و آنچه معمول بود ظاهر است[٥].»
و زر جوهرى است مشهور و معروف. و طبيعت او گرم و تر است، و بقولى معتدل (است و لطيف).
و خواصّ و منافع آن ظاهرتر از آن است كه بشرح و بسطى[٦] حاجت آيد.
امّا صورت جوهر زر بهيچ چيز از كيفيّات عناصر اربعه فساد نپذيرد. و هيچ قوّت عنصرى او را باطل نتواند كرد. و بيشتر از فلزّات كه با او امتزاج دهند او را بسوزاند، و زر خالص بماند، و غشّ را از او پاك گرداند.
و اگر زر خالص را مدّتهاء مديد در زيرزمين پنهان[٧] دارند، هيچچيز از او كم نگردد. و لون او متغيّر نشود، بخلاف جواهر ديگر.
[١]ع: و نضجى كامل تابد
[٢](او را) تنها در ع است
[٣](در معادن) فقط در- م- است
[٤]ع: و بعضى نه
[٥]فقط در- م- است
[٦]ع: و بسط
[٧]ع: نهان.