تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٨ - فصل در صفت زيبق و خواص او
و آن جوهرى معدنى است و معادن او در[١] بسيار مواضع هست.
و بيشتر آن[٢] در حدود فرنگ است. و (مىگويند تولّد آن از چشمهاست، امّا حقيقت آنست كه) آن دو نوع است: بعضى [همچنان] در كان و چشمه[٣] مىيابند[٤]. و بعضى از سنگ مىگيرند[٥]. و سنگ سيماب، سرخ باشد[٦] مانند شنگرف[٧] ناسوده. و بعضى آنرا شنگرف[٧] كانى مىخوانند.
و (آنچه گويند در شنگرف سيماب حاصل آيد، بدين شنجرف سيماب را خواهند. و آن شنجرف) كه در الوان[٨] نقّاشان بكار دارند، از سيماب و گوگرد[٩] سازند. و از نوعى ديگر سيماب حاصل نتوان كرد.
و بسيار چيزها باشد كه هم در معدن باشد، هم بصناعت[١٠] توان ساخت، مانند نوشادر كه از معدن خيزد، و از دود تون بصنعت سازند[١١]
و طبيعت سيماب سرد و ترست، در درجه دوم. و مصعّد و قابض است.
و اگر سيماب نباشد (هرگز چيزها را) زراندود[١٢] نتوان كرد[١٣]، و زرريزه از كان بيرون نتوان آورد.
(و) سيماب مضرّ است جمله انواع[١٤] حواسّ را[١٥]. و مبطلست
[١](در) در- م، ج، ن- نيست
[٢]ع: اما بيشتر- م، ج، ن: و بيشتر از آن
[٣]كلمه (چشمه) تنها در- ع- است
[٤]ب: مىباشد
[٥]ع: از سنگ حاصل مىكنند
[٦]ع: مىباشد.
[٧]ب: شنجرف
[٨]ع:
و آن زنجفر كه در الوان
[٩]ع: و كبريت
[١٠]ع: و بصنعت
[١١]ب:
و از دود تون نيز سازند- ج، ن: و هم از دود تون توان ساخت
[١٢]ب:
هرگز چيزها را زراندود- ج، ن، م: هرگز زر آوند
[١٣]ع: ساخت
[١٤](انواع) در- م، ج، ن- نيست
[١٥]ب: خواص حواس را