تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٩ - فصل اول در صفت زر ٦١ و خواص او
على الخصوص حاسّه سمع[١] و بصر را.
و سيماب زهريست كشنده، و پازهر آن سداب است. و قى كردن آنكس را[٢] نافع بود.
و اگر كسى را علّت ايلاوس باشد. و آن[٣] نوعى است از قولنج، كه (قولنج) رودها بر هم[٤] تافته باشد، اگر سيماب بدان كس دهند شفا يابد. و رودها را مستقيم كند[٥]. و در معده هضم نشود، همچنان[٦] بزير[٧] برون آيد.
و سيماب كشته شپش و حشرات ديگر را كه در اندام آدمى متولّد شود[٨] همه را نيست كند.
و اگر خاك سيماب با طعامى بياميزند، چون موش آنرا بخورد در حال[٩] بميرد «و اللّه اعلم[١٠].»
فصل اول در صفت زر ٦١ و خواصّ او[١١]
(و) تكوّن زر در معادن[١٢] چنان باشد كه هرگاه كه شعاعات آفتاب در بعضى از زمين تأثير كند[١٣] [بسبب اثر حرارت آن در تجاويف زمين، بخارى و دخانى متولّد شود، و ميان ايشان ازدواجى و تركيبى افتد، و اجزاء آن متشابه بود، (آن جوهر كه حاصل
[١]م: سمع را
[٢]ع: و قى كردن خوردن آنرا
[٣]ع: كه آن
[٤]ب: بهم- م: را بر هم
[٥]ع: گرداند
[٦](همچنان) تنها در ع- است
[٧]ب: بر سر- ن، ج، م: و بزير
[٨]ع: شوند
[٩]ب:
حالى
[١٠]تنها در- ع- است
[١١]ع: و خاصيت او
[١٢]ب: نيكوترين زر در معدن
[١٣]از اينجا مقدار ٢٠ صفحه از نسخه- ب- افتاده است.