تنسوخ نامه ايلخاني - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢ - معرفت طبيعت چهار عنصر
گردد، زيرا كه طبيعت آب سرد و تر است، و آن[١] جزو را اين طبيعت حاصل است. و برعكس هرگاه كه (برودت) جزوى از آب بحرارت بدل شود، آن جزو هوا شود، بعلّت تبدّل[٢] كيفيت.
و همچنين ميان خاك و آب اشتراكست[٣] در كيفيت برودت، و مباينت است[٤] در كيفيّت [رطوبت و يبوست، هرگاه كه] رطوبت جزوى از آب بيبوست بدل شود[٥]، آن جزو خاك گردد، بسبب تبدّل كيفيّت.
و برعكس، هرگاه كه يبوست جزوى از خاك برطوبت (بدل) شود آن جزو آب گردد. (و) تبدّل[٦] صورت عناصر ظاهر است و محسوس، چه بطريق صناعت، و چه بطريق اسباب خارج، چنانكه در كوهها باشد.
و بسيار بود كه[٧] دفعة واحدة اندكمايه اثرى پديدار آيد، چنانكه آن ديگر بدان موضع[٨] نقل كرده باشد. و هم آبست كه[٩] بسببى از اسباب خارج بر مقدار هوا غالب شود. و آنرا نخست بخار كند، و زيادت[١٠] مىشود تا آنرا آب گرداند، بحكم ميل طبيعت، آب قصد حيّز خويش كند، و بر روى زمين آيد. و آبهاء ايستاده كه در موضع باشند از سنگ و غير آن[١١] كه امكان ترشّح ندارد، چون[١٢] حرارت از خارج بدان مستولى گردد آن آب[١٣] هوا شود. (و همچنين در) هردو عنصرى كه مجاور يكديگر باشند اين حكم مذكور يافته شود، و محسوس گردد، و حكم باقى همين باشد.
و كم كسى[١٤] باشد كه از اين جنس چيزى نديده باشد.
[١]ع: و اين
[٢]ن، ج: تبديل
[٣]ع، ن: اشتراكيست
[٤]ب:
ميان و مباينت
[٥]ب: از آب چون بيبوست بدل گردد
[٦]ع: تبدل (بى واو)
[٧]ن، ج: «كه» ندارد
[٨]ع: چنانكه ديگر موضع
[٩]ب: آنست كه
[١٠]م، ب: پس زيادت
[١١]ب: موضعى باشد از سنگ و غيره- ع: كه در مواضع باشند از سند و غير آن
[١٢]م: و چون
[١٣]ع: شود و آب
[١٤]ع: و اگر كسى.