تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - تفسير نتيجه دورى از شرك و مشركان
مىتواند براى انسان و فرزندانش سرمايه عظيمى گردد كه نمونههاى آن را فراوان ديدهايم.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چگونه در اين آيه موهبت وجود اسماعيل، نخستين فرزند بزرگوار ابراهيم اصلا مطرح نشده، با اينكه نام يعقوب كه نوه ابراهيم است صريحا آمده است؟
و در جاى ديگر از قرآن وجود اسماعيل، ضمن مواهب ابراهيم بيان شده آنجا كه از زبان ابراهيم مىگويد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ:" شكر خدايى را كه در پيرى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد" (ابراهيم- ٣٩).
پاسخ اين سؤال چنين است كه: علاوه بر اينكه در دو سه آيه بعد نام اسماعيل و بخشى از صفات برجسته او مستقلا آمده است، منظور از آيه فوق آنست كه ادامه و تسلسل نبوت را در دودمان ابراهيم بيان كند و نشان دهد چگونه اين حسن شهرت و نام نيك و تاريخ بزرگ او به وسيله پيامبرانى كه از دودمان او يكى بعد از ديگرى به وجود آمدند تحقق يافت، و مىدانيم كه بسيارى پيامبران از دودمان اسحاق و يعقوب در طول اعصار و قرون به وجود آمدهاند هر چند از دودمان اسماعيل نيز بزرگترين پيامبران يعنى پيامبر اسلام قدم به عرصه هستى گذارد، ولى تسلسل و تداوم در فرزندان اسحاق بود.
لذا در آيه ٢٧ سوره عنكبوت مىخوانيم: وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ:" ما به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و در دودمان او نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم".