تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - يك نكته مهم تاريخى پيرامون نخستين هجرت
محدود است و براى آنكه نسل آنها منقرض نشود و حيات نوعى آنها ادامه يابد بايد فرزندانى از آنها متولد گردد؟
و از نظر اجتماعى، نياز كارهاى دستجمعى به نيروى انسانى بيشتر سبب مىشود كه انسان علاقه به فرزند داشته باشد.
به علاوه نيازهاى عاطفى و روانى و از بين بردن، وحشت تنهايى او را به اين كار دعوت مىنمايد.
ولى آيا در مورد خداوندى كه ازلى و ابدى است و قدرتش بىنهايت است و مساله نياز عاطفى و غير آن در ذات پاكش اصلا راه ندارد اين امور تصور مىشوند؟
آيا جز اين است كسانى كه براى خدا فرزندى قائل شدند او را با مقياس وجود خود سنجيدهاند و در او همان ديدهاند كه در خود ديدهاند در حالى كه" هيچ چيز ما همانند خدا نيست" (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) [١]
يك نكته مهم تاريخى پيرامون نخستين هجرت
نخستين هجرتى كه در اسلام واقع شد هجرت گروه قابل ملاحظهاى از مسلمانان اعم از زن و مرد به سرزمين حبشه بود آنها براى رهايى از چنگال مشركان قريش و تشكل و آمادگى هر چه بيشتر براى برنامههاى آينده اسلامى مكه را به قصد حبشه ترك گفتند، و همانگونه كه پيشبينى مىكردند در آنجا توانستند در آرامش زندگى كنند و به برنامههاى اسلامى و خودسازى بپردازند.
اين خبر به گوش سران قريش در مكه رسيد، آنها اين مساله را زنگ خطرى براى خود دانستند و احساس كردند كه" حبشه" پناهگاهى خواهد
[١] در باره معنى كُنْ فَيَكُونُ و دلائل نفى فرزند از خدا در جلد اول تفسير نمونه ذيل آيه ١١٦ و ١١٧ بقره نيز بحث كردهايم.