تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - تفسير مسيح در گاهواره سخن مىگويد
٣٠- (ناگهان عيسى زبان به سخن گشود) گفت من بنده خدايم به من كتاب (آسمانى) داده و مرا پيامبر قرار داده است.
٣١- و مرا وجودى پر بركت قرار داده در هر كجا باشم، و مرا توصيه به نماز و زكات ما دام كه زندهام كرده است.
٣٢- و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده، و جبار و شقى قرار نداده است.
٣٣- و سلام (خدا) بر من آن روز كه متولد شدم و آن روز كه ميميرم و آن روز كه زنده برانگيخته مىشوم.
تفسير: مسيح در گاهواره سخن مىگويد:
" سرانجام مريم در حالى كه كودكش را در آغوش داشت از بيابان به آبادى بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد" (فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ).
هنگامى كه آنها كودكى نوزاد را در آغوش او ديدند، دهانشان از تعجب باز ماند، آنها كه سابقه پاكدامنى مريم را داشتند و آوازه تقوا و كرامت او را شنيده بودند سخت نگران شدند، تا آنجا كه بعضى به شك و ترديد افتادند، و بعضى ديگر هم كه در قضاوت و داورى، عجول بودند زبان به ملامت و سرزنش او گشودند، و گفتند: حيف از آن سابقه درخشان، با اين آلودگى! و صد حيف از آن دودمان پاكى كه اين گونه بدنام شد." گفتند: اى مريم! تو مسلما كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى"! (قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا) [١] بعضى به او رو كردند و گفتند" اى خواهر هارون! پدر تو آدم بدى نبود، مادرت نيز هرگز آلودگى نداشت" (يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا).
با وجود چنين پدر و مادر پاكى اين چه وضعى است كه در تو مىبينيم؟ چه
[١]" فرى" بنا به گفته راغب در كتاب مفردات به معنى بزرگ يا عجيب آمده است و در اصل از ماده فرى به معنى پاره كردن پوست براى اصلاح (و يا افساد) آنست.