تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢ - تفسير صحنه هولانگيز قيامت
كرده سپس بر باد مىدهد"! (فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً) [١] از مجموع آيات قرآن در مورد سرنوشت كوهها چنين استفاده مىشود كه آنها در آستانه رستاخيز مراحل مختلفى را طى مىكنند:
نخست به لرزه در مىآيند (يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ- مزمل- ١٤).
سپس به حركت درمىآيند (وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً- طور- ١٠) در سومين مرحله از هم متلاشى مىشوند و به صورت انبوهى از شن درمىآيند (وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا- مزمل- ١٤).
و در آخرين مرحله آن چنان طوفان و باد آنها را از جا حركت مىدهد و در فضا مىپاشد كه همچون پشمهاى زده شده به نظر مىرسد (وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ- قارعه- ٥).
[١] ماده" نسف" در لغت به معنى ريختن دانههاى غذايى در غربال و تكان دادن و باد دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود، و در اينجا اشاره به متلاشى شدن و خرد شدن كوهها و سپس بر باد رفتن آنها است.
[٢]" قاع" زمين صاف و مستوى است و بعضى آن را به محلى كه آب در آن جمع مىشود تفسير كردهاند، و اما" صفصف" گاهى به معنى زمينى كه خالى از هر گونه گياه است تفسير شده، و گاه به معنى زمين صاف، و از مجموع اين دو وصف استفاده مىشود كه در آن روز، كوهها و گياهان همگى از صفحه زمين محو مىشوند و زمينى صاف و ساده باقى ميماند.