تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - تفسير صحنه هولانگيز قيامت
١٠٦- سپس زمين را صاف و هموار و بىآب و گياه رها مىسازد! ١٠٧- به گونهاى كه در آن هيچ پستى و بلندى نمىبينى! ١٠٨- در آن روز همگى از دعوتكننده الهى پيروى كرده (و دعوت او را به حيات مجدد لبيك مىگويند) و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان خاضع مىگردد، و جز صداى آهسته چيزى نمىشنوى! ١٠٩- در آن روز شفاعت (هيچكس) سودى نمىبخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده و از گفتار او راضى است.
١١٠- آنچه را آنها (مجرمان) در پيش دارند و آنچه را (در دنيا) پشت سر گذاشتند مىداند، ولى آنها احاطه به (علم) او ندارند.
١١١- و همه چهرهها (در آن روز) در برابر خداوند حى قيوم خاضع مىشود، و مايوس (و زيانكار) كسانى كه بار ظلم بر دوش كشيدند! ١١٢- (اما) آن كس كه اعمال صالحى انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد نه از ظلمى مىترسد، و نه از نقصان حقش.
تفسير: صحنه هولانگيز قيامت
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از حوادث مربوط به پايان دنيا و آغاز قيامت بود، آيات مورد بحث نيز همين مساله را پيگيرى مىكند.
از نخستين آيه چنين برمىآيد كه مردم از پيامبر ص در باره سرنوشت كوهها به هنگام پايان گرفتن دنيا سؤال كرده بودند، شايد از اين جهت كه باور نمىكردند، چنين موجودات با عظمتى كه ريشههاى آن در اعماق زمين فرو رفته و سر به آسمان كشيده قابل تزلزل بوده باشد، و تازه اگر بخواهد از جا كنده شود كدام باد و طوفان است كه چنين قدرتى دارد.
لذا مىگويد:" از تو در باره كوهها سؤال مىكنند" (وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ).
در پاسخ:" بگو پروردگار من آنها را از هم متلاشى و تبديل به سنگريزه