تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - ادريس كيست؟
را به انسانها آموخت.
در مورد اين پيامبر بزرگ قرآن تنها دو بار- آنهم با اشارههاى كوتاه سخن گفته است، يكى در آيات مورد بحث و ديگرى در سوره انبياء آيه ٨٥ و ٨٦ و در روايات مختلف شرح مبسوطى در باره زندگى او نوشتهاند كه نمىتوان همه آنها را معتبر دانست به همين دليل ما به اشاره بالا قناعت كرده و از اين بحث مىگذريم.
٢- در حديثى كه در بسيارى از كتب دانشمندان اهل سنت آمده، چنين مىخوانيم پيامبر هنگامى كه آيه فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ ... را تلاوت كرده، فرمود:
يكون خلف من بعد ستين سنة اضاعوا الصلاة و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا ثم يكون خلف يقرءون القرآن لا يعدوا تراقيهم، و يقرأ القرآن ثلاثة مؤمن و منافق و فاجر:" بعد از شصت سال، افرادى به روى كار مىآيند كه نماز را ضايع مىكنند و در شهوات غوطهور مىشوند و به زودى نتيجه گمراهى خود را خواهند ديد، و بعد از آنها گروه ديگرى روى كار مىآيند كه قرآن را (با آب و تاب) مىخوانند ولى از شانههاى آنها بالاتر نمىرود (چون نه از روى اخلاص است و نه براى تدبر و انديشه به خاطر عمل، بلكه از روى ريا و تظاهر است و يا قناعت كردن به الفاظ، و به همين دليل اعمال آنها به مقام قرب خدا بالا نمىرود). [١] قابل توجه اينكه اگر مبدء شصت سال را هجرت پيامبر ص بگيريم درست منطبق بر زمانى مىشود كه" يزيد" بر اريكه قدرت نشست و سالار شهيدان امام حسين ع و يارانش شربت شهادت نوشيدند، و بعد از اين، باقيمانده دوران بنى اميه و دوران بنى عباس است كه از اسلام به نامى قناعت كرده بودند و از قرآن به الفاظى و پناه مىبريم به خدا كه ما جزء چنين گروه ناخلفى باشيم.
[١] تفسير الميزان جلد ١٤ صفحه ٨٤.