پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩ - كجا رفتند قدرتمندان ناسپاس؟
سرمايههاى سعادت انسان، نابود گردد و چه غافلند كسانى كه به اين واقعيتها توجّه ندارند و همچون گوسفندان، در اين چراگاه زندگى به لذّات زودگذر سرگرمند و از گرگ اجل، كه يكايك از اين گله مىبرد، بىخبرند و آسوده مىچرند.
مرحوم «سيّد رضى»، در پايان اين خطبه در چند جمله كوتاه و بسيار پرمعنا چنين مىگويد: «و في الخبر: أنّه لمّا خطب بهذه الخطبة إقشعرّت لها الجلود، و بكت العيون، و رجفت القلوب. و من النّاس من يسمّي هذه الخطبة: «الغرّاء»، در خبر آمده است هنگامى كه امام عليه السّلام اين خطبه را ايراد فرمود، بدنها به لرزه درآمد و اشكها سرازير و دلها ترسان شد و بعضى از مردم اين خطبه را (به خاطر فصاحت و بلاغت عجيبش) خطبه «غرّا» (درخشان) ناميدهاند».
به راستى- همان گونه كه مرحوم سيّد رضى در اين روايت آورده است- اين خطبه از خطبههاى عجيب و تكان دهنده است كه مىتواند غافلترين افراد را تكان دهد و از خواب غفلت بيدار كند. فصاحتش بىنظير و بلاغتش بىمانند است و اگر در «نهج البلاغه» جز اين خطبه نبود، براى پىبردن به مقام و عظمت على عليه السّلام و گرفتن بهترين پندها و اندرزها و عاليترين درس اخلاق و خودسازى كافى بود.
امام عليه السّلام در اين خطبه با مهارت عجيبى به سراغ تمام امورى رفته كه بيدار كننده و غفلتزاست و اين هدف بزرگ را از ابعاد مختلف دنبال نموده است، خطبهاى است كه انسان هرگز از خواندن آن سير نمىشود و با گذشت زمان، كهنه نخواهد شد.
«ابن ابى الحديد» نيز، در پايان اين خطبه چنين مىگويد: «بدان! ما هيچ شكى در اين مسأله نداريم كه على عليه السّلام فصيحترين كسانى بود كه در تمام طول تاريخ به لغت عرب سخن گفتهاند (البتّه بعد از كلام خدا و كلام رسول خدا) و اين به خاطر آن است كه امتياز سخنران و نويسنده در سخنرانى و نوشتههايش بر دو پايه استوار است: مفردات الفاظ، و تركيببندى جملهها، امّا مفردات: بايد سهل، ساده، روان، مأنوس و خالى از هر نوع پيچيدگى باشد و الفاظ امير مؤمنان على عليه السّلام عموما چنين است و امّا تركيببندى جملهها: بايد محتوا زيبا و به سرعت فهميده شود و از